الشيخ فاضل اللنكراني
20
اعتكاف و احكام آن (فارسى)
نمىيافتم . گاه خبر به من مىرسيد كه داود را كشتهاند و گاه مىگفتند كه او را با پسر عموهايش در زير عمارت ، زنده گذاشتهاند ؛ روز به روز ، مصيبت من زيادتر و اندوه من بيشتر مىشد ، تا جائى كه از غم او گداختم و پير شدم و از ملاقات او نااميد گرديدم . تا آنكه شنيدم حضرت صادق عليه السلام را علّتى عارض شده است . به عيادت آن حضرت رفتم ، احوال گرفتم و دعا كردم ؛ چون خواستم برگردم ، حضرت فرمودند : از داود چه خبر دارى ؟ و من شير داود را به آن حضرت داده بودم . چون نام داود را شنيدم ، گريستم و عرض كردم : فداى تو شوم ، داود كجاست ؟ ! او در عراق محبوس بوده و من از ملاقات او قطع اميد كردهام ؛ و از شما التماس دعا دارم كه او را دعا كنيد ؛ او برادر رضاعى شماست . حضرت فرمودند : چرا غافلى از دعاى استفتاح و دعاى اجابت و نجاح ؟ ، و آن دعائى است كه درهاى آسمان براى آن گشوده مىشود و ملائكه از خواننده آن استقبال نموده و او را به اجابت دعايش بشارت مىدهند . دعائى كه از مجيب الدّعوات محجوب نمىگردد و خوانندهء آن را به غير